رویاهایت را نگذار کسی بدزدد

رویاها

وقتی بنابر شغل و رسالت شخصی ام با جوانان وطنم برخورد می کنم

بیش از پیش به این موضوع پی می برم

که ما خودمان باعث می شویم کسی بیاید و رویاهایمان را بدزدد. البته این موضوع تنها مختص سن خاصی نیست

من آدمهایی را در سنین نوجوانی تا بزرگسالی دیده ام که خودشان با دستانشان قاتل رویاهای خود بوده اند.

اگر به معنای حقیقی کلمه بخواهیم از رویاهایمان محافظت کنیم

باید قبل از هر چیز فرق “رویا” و “توهم” را درک کنیم

و سپس ببینیم چه چیزهایی رویاهای ما را به یغما می برد.

در ادامه، اول فرق رویا و توهم را شرح می دهم

و سپس راه کارهایی برای در امان بودن رویاهایمان ارائه خواهم کرد. لازم به توضیح است

که درکتاب «قاتل رویاهایت را بشناس» که در نشانی www.tahavolefardi.com/roya

به رایگان قابل دریافت است، گسترده تر به این موضوع پرداخته ام.

توهم یا رویا؟ مسئله این است

رویاها

ذهن انسان به نوعی کارخانه رویاسازی است. البته ذهن ما بیش از رویاسازی،

در حال تصویر سازی در قالب زمانی گذشته و آینده است. رویا رابطه روشنی با خواسته هایمان دارد.

رویا البته خطر غرق شدگی را به دنبال دارد،

منتها اگر قدّش و قدرش را بدانیم خودش می تواند بشود غریق نجات خودش!

رویای حقیقی که سر از توهم در نیاورده باشد ترا به ایستادن،

حرکت و برنامه ریزی دعوت می کند. از نشانه های یک رویای حقیقی، عملگرا شدن فرد است.

رویا تو را سرپا نگه می دارد، رویا در تو می دمد، رویا موجب ریختن ترسهای توست.

رویایی که تو را به حرکت وادار نکند، توهمی است که تو را هرگز از خواب بیدار نکند.


از نشانه های یک رویای حقیقی، عملگرا شدن فرد است.

رویا تو را سرپا نگه می دارد، رویا در تو می دمد، رویا موجب ریختن ترسهای توست


از نشانه های مستقیم رویا، امیدواری است. هر جا رویایت روح و امید در تو دمید،

همانجا یقین بدان نقطه پرواز توست. از نظر من تو رویاهایت را نمی سازی

بلکه این رویاهایت هستند که تو را می سازند!

توهم اما از جنس دیگری است. در توهم، مکث حضور دارد. تو می ایستی و غفلت زدگی،

نتیجه به جریان نیفتادن است. توهم، مرداب ذهن ماست. توهم رابطه مستقیمی دارد با بی عملی،

بی تدبیری و ناامیدی! توهم فاقد روشنایی و وضوح است، توهم ترمز رویاست، توهم همسایه دیوار به دیوار شک است.

توهم چیدن بال های رویاست. توهم تو را می برد به بیمارستان ذهن! توهم نشانه هایی دارد

از جمله: بی هدفی، سردرگمی، افسردگی و انفعال. رویا نیز نشانه هایی دارد:

امید، حرکت و عمل، هدف و برنامه ریزی.

چه کسی و چه چیزی رویاهایمان را می دزدد؟!

تفکر پول:

تعجب آور است نه، اما بسیاری از جوانان وطنم را دیده ام به دلیل نداشتن

امکانات مالی و دائم به «نداشتن پول» فکر کردن،

از دنبال کردن رویاهایشان باز مانده اند. نکته جالب اینجاست همین پولی

که باید محرک ایده باشد، وقتی نداریمش می شود

مخرب ایده. البته من معتقدم این ناتوانی ذهنی ماست که باعث می شود تنها بدلیل نداشتن پول،

رویاها و ایده هایمان نیز در کنارمان بمیرند. معتقدم نداشتن پول هرگز به معنای عدم تحقق رویاهایمان نیست

یعنی ما نباید بگذاریم تنها به صرف نداشتن پول، تمام رویاهامان دفن شود.

پول البته هم نیاز است و هم روان کننده امور،

اما پول حداقل در تولید ایده و رویاهایمان که نقشی ندارد.

ما گاهی فکر می کنیم خلق رویا نیز به پول وابسته است در حالی که رویا در ابتدا امری ذهنی است؛ در ذهن رخ می دهد و به پولی نیاز ندارد!

اتلاف وقت:

رویاها

یکی از بلایای امروز هموطنان من همین عدم بهره وری از وقت و زمان است.

با ظهور اینترنت و خصوصاً شبکه های اجتماعی، روز به روز تلف شدن وقت ما سیر صعودی پیدا کرده است.

من گاهی فکر می کنم تلگرام جزء لاینفک زندگی چند سال اخیر مردم ایران شده است.

یعنی اگر تلگرام را از بعضی از دوستان و اینستاگرام را از بعضی دیگرشان بگیری، قبض روح می شوند!

ما به درستی از وقتهایمان استفاده نمی کنیم.

عدم مدیریت زمان مبحثی است که یک انضباط شخصی مداوم را می طلبد.

همه ما وقت یکسانی داریم اما طرز استفاده مان از آن یکسان نیست.

اگر وقتمان را بیشتر صرف اجرای گامهای صحیح

برای تحقق رویاهایمان کنیم، نتایج بسیار مطلوبی از جریان زندگی خواهیم گرفت.

حضور و وجود:

یکی از مواردی که باعث می شود رویاهایمان دزدیده شود،

رفتن به مکان ها و قرارگیری در محیط هایی است

که در آن موج منفی و حرف های تلخ و بیهوده بیداد می کند.

نکته ای که اینجا بسیار اهمیت دارد توجه به مسئله “حضور و وجود” است.

وقتی اختیاری یا اجباری در محیط های منفی و در کنار انسانهای سردرگم و بی هدف قرار می گیریم،

دو نوع رویکرد می توانیم داشته باشیم. اول آنکه وجود داشته باشیم

یعنی جسمی و فیزیکی آنجا باشیم اما ذهنی و روحی نه.

دوم آنکه آنجا هم حضور کامل داشته باشیم هم وجود کامل.

یعنی تمام وکمال امواج منفی آن محیط را جذب ذهن و روان خود کنیم و جسمانی هم آنجا باقی بمانیم.

حضور یعنی توجه و عنایت قلبی و ذهنی به

اطراف و محیط، و وجود یعنی بودن فیزیکی و جسمی در محیط.

پیشنهاد می کنم در صورت قرارگیری در این محیط و شرایط سعی کنیم گوش ذهنهایمان بسته بماند

یعنی فقط وجود داشته باشیم نه حضور! و بدون آنکه بگذاریم

انرژی های منفی بر رویاهایمان تأثیر بگذارد، فقط شنونده باشیم نه پذیرنده.

تطهیر کلام:

یکی از ویژگیهایی که باعث می شود رویاهایمان به یغما نرود

تمیزی کلام و صحبت های ماست در واقع تطهیر کلام نشانه پالایش ذهن است .

همانطور که مولانا سالها پیش فرمود:

این جهان کوه است و فعل ما ندا

سوی ما آید نداها را صدا

رویاها

ما با پرواز کلام منفی، غر زدنها، شکوه ها و گلایه ها، به کائنات،

اطرافیان و محیط می دهیم که لیاقت دریافت بهترین ها را نداریم و رویاهایمان لیاقت تحقق نخواهند داشت .

کلام مثبت، خوش و بیان معطر، دل هر کسی را مجذوب خود می کند حتی کائنات را!

پس ما می توانیم علی رغم تمام شرایط محیطی، مراقبت بیشتری از آنچه در ذهن مان می گذرد

به خرج دهیم. حقیقت آن است که کلام پالوده، ذهنهای شفاف و روشنی می سازد که قادر خواهد بود

هر رویایی را خلق کند. ذهن مشعشع، کلام معطر می آفریند

و کلام تطهیر یافته، رویایی را آرزو می کند از جنس شدن، نور و تعالی  است.

با بدکلامی، غیبت و بدگویی، و آه و ناله، رویاهایمان را ندزدیم .


برگرفته از :‌مدرسه تحول فردی


/ 0 نظر / 10 بازدید